MULTISUB【山河令 Word Of Honor】EP08 | 张哲瀚龚俊仗剑江湖,执手天涯 | 张哲瀚/龚俊/周也/马闻远/孙浠伦/陈紫函/寇振海/黑子 | 古装武侠片 | 优酷 YOUKU

MULTISUB【山河令 Word Of Honor】EP08 | 张哲瀚龚俊仗剑江湖,执手天涯 | 张哲瀚/龚俊/周也/马闻远/孙浠伦/陈紫函/寇振海/黑子 | 古装武侠片 | 优酷 YOUKU

SUBTITLE'S INFO:

Language: Persian

Type: Human

Number of phrases: 816

Number of words: 4322

Number of symbols: 16697

DOWNLOAD SUBTITLES:

DOWNLOAD AUDIO AND VIDEO:

SUBTITLES:

Subtitles prepared by human
00:28
♪ از شمشیر و خنجرت بخواه تا کینه رو از خودشون دور کنن ♪ ♪ میترسم کینه های قدیمی و جدید به آشفتگی هام اضافه بشن ♪ ♪ از هر روش و حرکتی بخواه تا ببینن چه کسی با استعداد تره ♪ ♪ سرنوشت تغییر کرده و قابل پیش بینی نیست ♪ ♪ از راه و سفر پیش رو بپرس ♪ ♪ سولمیت من کجاست؟ ♪ ♪ از باران و آسمان صاف درباره ی آشفتگی ذهنیم بپرس ♪ ♪ رویارویی با ماه، هر روز و هر شب ♪ ♪ از گل و برگ ها بپرس، رنگ هاشون زیباست ♪ ♪ شادی و غم هر دو کوتاهن، چند بهار گذشته؟ ♪ ♪ از پاییز و زمستان بپرس، کولاک ادامه داره؟ ♪ ♪ رنگین کمان نابود شده، تحمل این روزا سخته ♪ ♪ گل ها خیلی زود شکوفه دادن، کی میدونه چرا؟ ♪ ♪ بهشت ما رو کوچیک نمیشماره، تو هم بزرگ شدی ♪ ♪ جیانگ حو ناچیزه، جهان پهناوره ♪ ♪ اونا دیگه رفتن، من فراموش کردم ♪ ♪ گل ها پژمرده شدن، کی میدونه چرا؟ ♪ ♪ بهشت پر از تلخی نیست، تو هم بزرگ شدی ♪ ♪ همه ی قهرمانا مردن، زمان کمی مونده ♪ ♪ اونا دیگه رفتن ... من فراموش کردم ♪
01:44
♪ قــول شــرف ♪ ♪ اتــحــاد کــوهــســتــان و رودخــانه ♪ ♪ قـــســمــت هشتم ♪ عمو گائو عمو جائو، شن شی شیو چنگ لینگ، اوضاع رو به راهه؟ از این به بعد باید در شهر یوئه یانگ بمونی چنگ لینگ، کسالتی داری؟ نه عمو گائو چرا بدنت اینقدر ضعیفه برادر بزرگتر، اون هنوز جوونه برای آموزشش دیر نیست اون جوان نیست همه در دنیای هنر های رزمی میگن که فرقه ژی جینگ به کل نابود شده اما تا زمانی که چنگ لینگ زندس اونا در اشتباهن چنگ لینگ، اگه نتونی میراث پدرت رو ادامه بدی خانواده ی جانگ دیگه وارثی نداره سلاح درخشان رو بده من زود باش برادر بزرگتر، به روح و روان چنگ لینگ آسیب رسیده و خاطراتش رو فراموش کرده بهتره بعدا راجع به سلاح درخشان حرف بزنیم بعدا؟ سلاح درخشان مهم تر از زندگی یو سنه مهم تر از زندگی همه ی ماست یو سن کاری کرد چنگ لینگ فرار کنه تا خبر سلاح درخشان رو به ما برسونه
03:40
چنگ لینگ میخوای مرگ پدر و خانوادت الکی باشه؟ میخوای چند بار تکرارش کنم؟ من هیچی درباره ی سلاح درخشان نمیدونم بسه بهمون بگو سلاح درخشان کجاست چنگ لینگ، نترس زود باش و بهمون بگو چنگ لینگ میدونم پدرت چندین سال در جیانگ حو با ما رفت و آمدی نداشته برای همین بهمون باور نداری اما بهمون اعتماد کن الان دیگه به کی میتونی اعتماد کنی؟ انتخاب دیگه ای نداری بچه برادر بزرگتر، بچه ها متوجه نیستن میتونیم کم کم یادش بدیم من حوصله ی قربون صدقه ندارم هر چه دیر تر سلاح درخشان رو نشون بدی مردم بیشتری در دنیای هنرای رزمی آسیب میبینن متوجهی؟ نمیدونم ...من دا گه! دا گه چنگ لینگ دا گه، عصبانی نباش چرا صحبت راجع به سلاح درخشان رو به بعد موکول نکنیم؟ میتونی بری عجله کن برو برادر بزرگتر، میدونم سال های زیادی بین تو و یون سن سوتفاهم های فراوونی وجود داشته اما این بچه بی گناهه. اون هیچی نمیدونه خفه شو برادر دوم، تو خیلی بی عقلی قضیه ی برادر چهارم قلب برادر بزرگتر رو شکسته چرا بهش اشاره کردی؟ کمک کن درستش کنم
05:53
فقط دلم برای اون بچه میسوزه اون باید اینجا زندگی کنه بازم اشتباه کردی حتی اگه برادر بزرگتر عصبانی باشه به یه بچه آسیب میزنه؟ بخشندگی برادر بزرگتر رو درست کم گرفتی برادر امروز تو وضعیت بدی گیر کردم شما من رو نمیشناختین با این حال بهم کمک کردین واقعا شرمندم من تو فرقه یوئه یانگ زندگی میکنم برادر، ممکنه اینجا صبر کنین؟ خیلی زود برمیگردم سرنوشتمون بوده که همدیگه رو ملاقات کنیم پول تنها دارایی منه اگه بتونم باهاش با یه دوست جدید آشنا بشم بهتر نیست؟ من جو شوام، اسم تو چیه؟ فامیلی من سائو هستش. سائو وی نینگ من شاگرد فرقه چینگ فنگ هستم شنیدم فرقه چینگ فنگ در انتخاب شاگرداشون خیلی سخت گیرن همه ی شاگردانش در دنیای هنر های رزمی، برازنده خوش تیپ، تحصیلاتی عالی و آموزش عالی دیدن بعد از دیدن تو، بنظرم واقعا درسته مبالغه میکنین من توی فرقم از همه بدترم اینطور نگو سرنوشت بوده که همو دیدیم اگه مشکلی نیست بشین. چیزی بنوشیم و حرف بزنیم زود باش - ممنون - برادر جو، شما خیلی رک هستن. تحت تاثیر قرار گرفتم
07:22
برادر جو، بیاین بنوشیم بیا به سلامتی یه کاری کن گورش رو گم کنه میتونه واسه ورود به فرقه یوئه یانگ کمکم کنه هرچی میخوای بنوش. هرچقدر میخوای بخور آ شیانگ فانگ بو جی رو پیدا کن فانگ بو جی؟ هنرای رزمی فانگ بو جی عالیه ...آ شیانگ فقط یه دختره از بالا به دخترا نگاه میکنی؟ دخترا عالین ...چطوره چطوره منم باهاتون بیام؟ آدمای زیادی اون بیرونن برادر جو، ببخشید میشه بدونم کجا می مونین؟ به دیدنتون میام و برای جبران غذا دعوتتون میکنم بین دوست ها این چیزا نیست مشکلی نیست نجیب زاده جائو ما رو دعوت کرده وقتی کارمون تموم شد حتما به فرقه یوئه یانگ میایم اگه کیسه پولم رو پیدا نکردی برنگرد ♪ فقط در زمان نیاز یاد یکی میوفتی ♪ وقتی اتفاقی میوفته، میری سراغ جونگ وو یان ♪ فقط در زمان نیاز یاد یکی میوفتی ♪ وقتی اتفاقی میوفته، میری سراغ جونگ وو یان جناب سائو لطفا برگردین و به فرقه یوئه یانگ خبر بدین امیدوارم کیسه پولتون خیلی زود پیدا بشه چشم میبینمتون سائو چی چی؟ چرا دنبالم راه افتادی؟ سائو... سائو وی نینگ هر خری که هستی چرا دنبالم راه افتادی؟ باز پول نداری غذا بخری؟ میخوای بهت پول قرض بدم؟ باشه هر روز سی و دو درصد بهره میشه، قبوله؟ ببخشید
09:24
بی ادبی کردم خانم گو، چطوره ببرمتون فرقه یوئه یانگ؟ دستور اربابتون رو انجام میدین اگه بدمش دست جیانگ حو میتونم استراحت کنم تو اغلب میای یوئه یانگ؟ پس حتما میدونی چیزای خوش مزه یا باحال این اطراف چیه کاملا باخبرم اگه بهم یه شانس بدی تا همراهیت کنم تمام غذا های یوئه یانگ رو فراهم میکنم واقعا میخوام ببرم نشونت بدم همه میگن من عاشق غذام و همش در حال خوردنم امروز که تو رو دیدم فهمیدم یکی هست که بیشتر از من عاشق غذاست بریم بریم خانم، از این طرف رهبر فرقه چینگ فنگ یه روباه پیر مکاره یه خرگوش بزرگ تو لونه ی روباهش چیکار میکنه اگه به اندازه ی کافی عمر کنی، چه چیز عجیبیه که باهاش مواجه نشدی؟ اون مثل یه نفره یکی که با فردی که توی زندگیشه سرده و لبخند نمیزنه اما با ارباب جوانی از یه فرقه مشهور که به تازگی دیده گرم و دوستانه رفتار میکنه میدونم که میخوای از طریق اون خرگوش گنده خبری از شاگرد مشهورت تو شهر یوئه یانگ بگیری وقتی دیدم جلوی آ شیانگ احمق بازی در میاره عصبانی شدم نگران نباش از آ شیانگ خواستم همکاری کنه
10:57
و دنبالش بره تا وارد فرقه یوئه یانگ بشه بخاطر تو به دیدن اون شاگرد احمقت میره چطوره؟ خیلی با فکرم؟ تو فقط از قیافه ی خوب آ شیانگ استفاده کردی به هر حال، وقتی بالغ شد ول میکنه میره اگه جلوش رو بگیرم، ازم متنفر میشه بی شرم همه ی اینا بخاطر تو و شاگردته که ناسپاسین چرا بنظرم این انگیزه ی واقعیت نیست؟ نمیدونی؟ به من میگن ون بشر دوست چون اگه به افراد اطرافم کمک نکنم چند روزی عذاب وجدان میگیرتم اگه ادامه پیدا کنه، حتی مریض میشم پس اطراف سفر میکنم تا به بقیه کمک کنم پس به مردم کمک میکنی و فضایلت رو زیاد میکنی تا زمانی که جهنم خالی نشه من بودا نمیشم اما تو شهر یوئه یونگ فرقه های مناسب و قهرمانا همه جا هستن ون شیو، میخوای از کجا جهنمی پیدا کنی؟ همیشه در روشنایی وجهه ی تاریکی هم وجود داره شیاطین خودشون رو به شکل انسان در میارن و در جمعیت مخفی میشن من اینجام تا هویتشون رو آشکار کنم و از بین ببرمشون آ شو بنظرت این به مردم کمک میکنه و فضایلم رو افزایش میده؟
12:27
فکر نمیکردم تو یه جنتلمن باشی که با آدمای بد میجنگه و به دنبال عدالته چیزی نیست. همه ی اینا با تشکر از همراهمه جانگ شی دی جانگ شی دی، لطفا آروم تر راه برگشت به اتاقم رو بلدم خودم میتونم برم لازم نیست شما منو ببرین امکان نداره شی فو گفتن شما مهمون مهمی هستین یکی باید همه جا همراهیتون کنه واقعا؟ مهمونم یا مجرم؟ ...تو چیشده؟ شیه وو یانگ، چرا بحث میکنین؟ ♪ شیه وو یانگ ♪ ♪ شاگرد فرقه یوئه یانگ ♪ شی جیه، میخوام جانگ شی دی رو ♪ شیه وو یانگ ♪ ♪ شاگرد فرقه یوئه یانگ ♪ شی جیه، میخوام جانگ شی دی رو به قسمت شاگردان نسل دوم ببرم اما اون همراهی نمیکنه فهمیدم. میتونی بری چنگ لینگ رو به من بسپار چشم چنگ لینگ دی دی اخیرا وضعیت شهر یوئه یانگ بهم ریخته بوده پدرم نگران امنیتته حتی منم نمیتونم بیرون برم چون پدرم خیلی خشن برخورد کرد، ترسیدی؟ اگه اوقات بیشتری رو با پدرم بگذرونی کاملا متوجه میشی از بیرون سرده اما درون گرمی داره راستش اون معمولا باهامون مهربونه چنگ لینگ فرقه یوئه یانگ خیلی صرفه جوئه شاید به خوبی خونه ی خودت نباشه ترتیب دادیم که اینجا زندگی کنی ♪ تالار کاج ♪ ترتیب دادیم که اینجا زندگی کنی ترتیب دادیم که اینجا زندگی کنی اگه در آینده مشکلی داشتی بهمون بگو
14:10
باشه. تقصیر من بود تو دیگه بچه نیستی الان دیگه بزرگ شدی شی جیه، سائو وی نینگ دنبالتون میگردن باشه فهمیدم چشم این شی دی و شی شیونگ ها همسن و سال توان هنرای رزمیت رو بعدا با اونا تمرین کن همگی لطفا بیاین اینجا ایشون چنگ لینگ دی دی هستن لطفا از این به بعد مراقبش باشین چشم شی جیه در آینده اینجا هنرای رزمیت رو تمرین کن فکر کنم حتی نتونه یه ضربه بزنه آره بعد چند تا مشت غش میکنه گرفتن فانگ بو جی زمان میبره اخیرا شهر یوئه یانگ امن نیست خانم گو شیانگ فقط یه دخترن ممکنه اون بیرون براشون نامناسب باشه بعلاوه، جناب جو و ون دوستان ارباب زاده جائو هستن به زودی به دیدن فرقه یوئه یانگ میان ...پس ...بنظرم اگه برای شیائو لینگ جیه مشکلی نباشه میشه بذارین خانم گو اینجا بمونن؟ حالا که ایشون دوست توان اصلا مشکلی نیست خانم گو، مشکلی ندارین که پیش من بمونین؟ ممنون شیائو لینگ جیه ممنون می می، خواهش میکنم دوست وی نینگ دوست منم هست
15:47
شی جیه شی فو خواستن که ترتیب رفتن به عبادت رو بدین داره تاریک میشه چرا الان میخوان برای عبادت برن؟ واسه چطور عبادتی باید آماده بشم؟ شی فو خواستن شی دی از خانواده ی جانگ رو برای عبادت کوهستان جیانگ حو آماده کنین باشه کمک کن خانم گو رو به محل زندگیم ببرم ایشون در ناحیه ی غربی می مونن چشم می می من دیگه میرم اگه چیزی خواستی حتما بپرس باشه میتونی به وی نینگ هم بگی شیرینی کیالک برای فروش شیرینی کیالک برای فروش روز خوبی داشته باشین قربان خوش اومدین ون شیونگ، مراقب باش چیشده؟ من یه کاری برای انجام دادم باید اینجا جدا بشیم ...تو رو در هر جا بری منم دنبالت میام نمیخوای بری با آدمای بد بجنگی و ساکنین جهنم رو نجات بدی؟ ساکنین جهنم از اونجا بودن خیلی وقته خوشحالن عجله ای نیست پس نمیفهمم چرا دنبالم راه افتادی؟ نمیذاری دنبالت بیام؟ توی زندگی باید هر کاری که میخوایم انجام بدیم چرا اینقدر سوال میپرسی؟ پس بذار من بپرسم چرا دنبال چنگ لینگ راه افتادی؟ آره. من کله شقم میدونم که تو نگران وضعیت چنگ لینگ
17:34
در جیانگ حو هستی مگه آ شیانگ رو نفرستادم سراغش؟ اون روباه های پیر باهوشن پس به این زودی خود اصلیشون رو نشون نمیدن من فقط نگران جیانگ حو نیستم الان خیلیا در دنیای هنرای رزمی به چنگ لینگ چشم دوختن چند لحظه پیش با پیشخدمت حرف زدم ارش پرسیدم که رزمیکار مشکوکی دیده گفت گروهی از اونا بودن اونایی که مثل سربازای بیرون شهر لباس پوشیده بودن؟ هنوز هوا روشنه. کی فانوس هوا کرده؟ تیان چوانگ به این منطقه اومده اونایی که شبیه سرباز لباس پوشیده بودن از تیان چوانگن من اول میرم یه نگاه به یوئه یانگ بندازم ارباب ارباب، خداروشکر خیلی دور نشدی دختر، چرا اینقدر زود برگشتی؟ طوری نیست. بگو وارد فرقه یوئه یانگ شدم دختر خوب، اون احمق کوچولو چطوره؟ اومدم یه خبر فوری بهت بدم گائو چونگ میخواد اون بچه ی احمق رو به عبادت کوهستان جیانگ حو ببره نمیفهمم هوا داره تاریک میشه چه چیزی واسه عبادت هست؟ ...شبا تو برگرد ♪ اتحاد پنج دریاچه ♪
19:04
♪ دریاچه پنج قاره ♪ هزار سال قبل اجداد ما از سه قهرمان باغ هلو در یک جنگل بامبو پیروی میکردن اونا پنج برادر قسم خورده شدن باهم کار کردن و بهم کمک کردن فرقه های خودشون رو تشکیل دادن و شاگردان فراوانی گرفتن این مبدا اجماع پنج دریاچه (جیانگ حو) بوده ♪ فرقه ژی جینگ ♪ مقبره این اینجا ساختن تا به نوادگانشون بگن که درست کاری پنج دریاچه قبل از اجماع جهان اومده بچه اگه تو موقعیت پدرت به عنوان یه رهبر رو به ارث ببری در آینده اسم تو هم روی این مقبره حک میشه ♪ جانگ یو سن ♪ نسل اندر نسلت بهت احترام میذارن یکی بهم گفت تو لیاقت رهبری رو نداری یکی دیگه هم بهم گفت نمیتونی این مسئولیت رو انجام بدی اونا میخواستن که من شاگردی از جیانگ حو پیدا کنم تا وارث خانواده جانگ بشه و مسئولیت رو از طرف تو قبول کنه اما من قبول نکردم مهم نیست چی بشه، تو وارث اصلی خانواده ی جانگی
21:01
عمو گائو، شما رئیس هستین هرچی شما بگین انجام میدم ! شان اِر ! یائو جی شی فو - شی فو - رئیس گائو، دوباره همدیگه رو دیدیم فرمانده حان حتی از همچین حیله ی ابتدایی استفاده کردی؟ میخوای مجبورم کنی از دستوراتت اطاعت کنم؟ رئیس گائو، من میخوام در صلح و صفا همه چی رو حل کنم یتیم خانواده ی جانگ رو تحویل من بده منم آزادشون میکنم ...وگرنه چه غلطی میکنی؟ کمان زنبورکی از مهم ترین سلاح های کشوره هیچ کس اجازه ی حمل مخفیانش رو نداره شاهزاده جین قصد شورش داره؟ رئیس گائو نگران ما نباشین بچه رو تحویل بدین. اون میتونه زنده بمونه اگه قبول نکنی سال دیگه این موقع سالگرد فوتته اگه میخوای چنگ لینگ رو ببری باید اول منو بکشی رییس گائو فکر نکن فقط میترسونمت و کاری نمیکنم تیان چوانگ همه چیو میدونه حتی اگه همه رو امروز بکشم بازم میتونم حقیقت پشت سلاح درخشان رو بفهمم لعنت بهش از کجا پیداشون شد؟ چیکار میکنی؟ خل شدی؟
23:14
بهت ربطی نداره تیرکمان قبل پرتاب لازم به آماده سازیه موقع اولین پرتاب حواسشون رو پرت میکنم برو رهبرشون رو بگیر طول میکشه تا دوباره آماده شن نمیشه تیرهای اون تیرکمان ها قوی و سریعن. هر چقدرم استاد باشی نمیتونی ازشون جون سالم به در ببری یه مرد حاضره بخاطر سولمیتش خودشو فدا کنه چه عیبی داره سرت ریسک کنم؟ من حواس اونا رو پرت میکنم، تو اونو بگیر وایسا چرا نمیذاری برن؟ ولشون کن ...برادرا، شما رییس گائو سعی نکن نزدیکمون شی نمیخوای بری؟ منتظر کالسکه ای؟ نمیدونم چطوری تشکر کنم. بعدا میبینمتون بریم ارباب کوچولو، باهامون بیا بذار اربابمون بره عقب نشینی همه عقب نشینی بهم صدمه نمیزنن جرات نمیکنم تحریکتون کنم بعدتر اربابتون رو بهتون برمیگردونیم زودباشید برین! حواستون به تیرکمون باشه منتظرم باشید بریم آ شو امروز بهم مدیون شدیا ارباب کوچولو، حواست به چشمات باشه من دزدیدمت چرا به اون زل زدی؟ فرمانده خودتونید وقتی قدم های نرمتون رو دیدم
25:31
فکر کردم اشتباه میکنم چرا اینجایین؟ چرا لباس مبدل نپوشیدین زخمتون چطوره؟ این سال ها به اندازه کافی خودمو پنهون کردم یینگ اِر، ببخشید میدونستم منو میشناسی ضروری بود این طوری راحت تر به زیردستات توضیح میدی تو زندگیمو نجات دادی برای انجام دستورت حاضرم هر کاری بکنم آ شو، میخوای که برم اونور؟ اول پرنده گیر افتاده تیان چوانگ رو دیدم و بعدش مستی مثل رویا بعدش شاگرد فرقه یوئه یانگ با کد مخفی تیان چوانگ ارتباط برقرار کرد فکر کردم اومدن دنبال من انتظار نداشتم دنبال سلاح درخشان باشید درسته. از وقتی اخبار نابودی ژی جینگ توی جین پخش شده به جیانگ نان فرستاده شدم تا در مورد اون شعر تحقیق کنم این یه شایعه تو دنیای هنرهای رزمیه چرا تیان چوانگ وارد عمل شده؟ نمیدونم فقط میدونم دوان پنگ جو خیلی به سلاح درخشان اهمیت میده برای گرفتنش مشتاقه اگه میخواین بیشتر بدونید میتونم یواشکی تحقیق کنم نمیخواد حالا که ریسک کردم و خودمو نشون دادم توی خطر انداختمت این آخرین راهم بود
26:54
تعداد کمی از افرادی که بخاطر من به تیان چوانگ اومدن موندن ∞ ترجمه اختصاصی : Boy_Loves ∞ تا وقتی زنده ای همین که بهم وفاداری، بسه ارباب کوچولو جناب، شما دوست فرمانده منید میتونید حان یینگ صدام کنید ارباب کوچولو چرا از گائو چونگ میخواستی یتیم خانواده جانگ رو بگیری؟ فرقه ژی جینگ بخاطر روح شناور نابود شد سلاح درخشان حتما دست دره شیاطین هست چرا میخوای بچه خانواده جانگ رو بگیری نمیدونم تیان چوانگ توی ژی جینگ جاسوس داشت جاسوس شاهد بود که دره شیاطین یکی یکی پدر و فرزندان رو میکشت و به زور میخواست سلاح درخشان رو بگیره جانگ یو سن تا لحظه مرگ تسلیم نشد پس حتما سلاح درخشان دست پسر جوونشونه که فرار کرده روباه های پیر دنیای هنرهای رزمی خیلی حساسن حتی اگه در مورد این موضوع نمیدونستن وقتی دره شیاطین سعی کرد جانگ چنگ لینگ رو توی عمارت سن بای بکشه فهمیدن داستان مربوط به فرقه ژی جینگ تموم نشده دستوری دارین؟ راستش، جانگ چنگ لینگ مال فرمانده توئه لائو ون شما جانگ چنگ لینگ رو میشناسید؟ منو ببخشید نمیدونستم ...سعیمو میکنم نمیخواد بعد این که برگشتی مثل همیشه باش، تظاهر کن منو ندیدی
28:16
ولی با عجله وارد عمل نشو اگه حدسم درست باشه جیانگ حو قطعا جانگ چنگ لینگ رو زور میکنه تا سلاح درخشان رو بده این کار رو قبل از جلسه قهرمانان میکنه ابرهای رنگین از هم پراکنده شدن، نور از هم پاشیده این همون سلاح درخشان توی افسانه هاست؟ ولی مرده همینطور داشت اطراف باهاش میچرخید نکنه احمقه؟ خدای من چه خبره؟ اول عضو تیان چوانگ، بعدش فرمانده اونجا دقیقا من دنبال کی راه افتادم؟ برای الان...ازت ممنونم اول جواب سوالمو بده چرا مردی با جایگاهی بزرگ در تیان چوانگ توی یوئه آفتاب میگیره؟ میخوای خوش بگذرونی؟ من از تیان چوانگ رفتم لائو ون، یکی بهت بدهکارم بهم هیچی بدهکار نیستی فقط بهم یه توضیح بدهکاری آ شو! آ شو میخوای باور کنم که همه اینا رو بخاطر سه نقره انجام دادی؟ رابطتت با جانگ چنگ لینگ چیه؟ به اون قایق ران پیر توی یوئه قول دادم ولی وقتی دیدم اون پسر تو خطره
30:39
نتونستم یه گوشه بمونم و کاری نکنم فکر کن یه لطفه ...شاید یه درصد شاید وقتی رفتم جهنم کمتر بخاطر کنده شدن پوست و استخونم زجر بکشم دوستای نزدیک یه نسل، همو گول میزنن ولی دو غریبه با زندگیشون به همدیگه اعتماد میکنن جالبه ولی، آ شو جدی به جیانگ حو ربطی نداری؟ مگه نه؟ با این سوال یعنی علیه جیانگ حو کینه ای داری ؟ حالا که بحثش شد منم یه سوال دارم اون روز که ژی جینگ نابود شد ظاهر شدنت اونجا تصادفی بود؟ نه راستش مگه نمیدونی دنبالت راه افتادم؟ مگه نگفتی اگه سرنوشت هم باشیم، همو میبینیم نمیخواستم منتظر سرنوشت بمونم برای همین خودم وارد عمل شدم چون تو رو دوست خودم میدونم مستقیم پرسیدم منو دوست خودت میدونی؟ بارها و بارها بخاطر مرگ و زندگی تو خطر افتادیم ولی تو منو فقط دوست خودت میدونی؟ !ون که شینگ! ون که شینگ انگار باید بیشتر تلاش کنی
32:31
چرا نمیپرسی تو برای من چی ای؟ اهمیت نمیدم بریم. باید زودتر از کوهستان بریم تو سولمیت منی اطراف رو بگردین بخاطر سم مرده مراقب باشین با بی دقتی دست به وسایل نزنین مراقب سم باقی مونده باشین چشم ارشد گائو، ببینین وسایل روی میز از بین رفتن؟ فانگ بو جی خیلی حیله گره کی این قدر توانا بوده که قبل ما پیداش کرده؟ دوباره بیاین هندونه دارم! هندونه خوشمزه تخفیف میدم هندونه! بزرگ و شیرینه بچشید! بزرگ و شیرینه کدوم شیرین تره؟ این یکی...شیرین تره بزرگه رو بردارین آ شو خیلی شیرینه هنوز پول ندادین....جناب این یکی باشه...مرسی یکم میخوای؟ مرسی روز خوش خوردنت تموم شد؟ چرا مثل بچه ای شدی که اولین باره اومده بازار؟ نمیخوای کیف پول و آویز یشمت رو پیدا کنی؟ پیداشونم نکردم مهم نیست آ شو، میخوای اینو بچشی؟ گفتم دو قاشق اضافه تر شیره بریزه پول خودتو که خرج نمیکنی ولی موقع خرج پول بقیه سخاوتمند میشی اینقدر خسیس بازی درنیار
34:43
من شاگرد احمقت رو نجات دادم، مگه نه؟ این قرار بدی نیست کی باهات قرار گذاشته؟ پولمو پس بده آ شو بذار پولت رو خرج کنم ضرر نمیکنی بخاطر سه نقره سر زندگیت برای مرد پیر ریسک کردی من فقط یکم خرج میکنم چطوره هر چی بگی گوش بدم خوبه؟ خیلی خب لطفا یکم ازم فاصله بگیر باشه...هرجا بری منم میام بیاین ببینید گروهی از سرزمین های غرب اومدن شانس کمیابیه آ شو، تا حالا نمایش ایالت های غربی رو دیدی؟ چرا به یه بانوی خوشگل چاقو میزنن؟ جادوی انسان زنده، یه سکه برای ورود تضمین میدیم لذت ببرین بریم ببینیم، بار اوله همچین چیزی میبینم گروهی از غرب اومدن بریم. فانگ بو جی یحتمل داخله بریم دیگه خوش اومدین، بفرمایید یه نمایش جالب، خیلی خاصه ...این زیتر ببینیم چه حقه ای میخواد سوار کنه خیلی خوبه خوبه تبریک بابت جلسه دورهمی قهرمانان جیانگ حو
38:03
ده سر انسان، برای نیت خوب دره شیاطین زودباشید، دستگیرشون کنید وی شی دی؟ مردم عزیز نترسید فرقه یوئه یانگ قطعا به مسئله رسیدگی میکنه زیر نظر رهبری رییس گائو قطعا آدم بدا رو مجازات میکنیم نترسید فرقه یوئه یانگ از سربازای اینجا قوی تره محافظت از اینجا؟ رییس گائو هنوز نمرده چرا اونا اینقدر بالا میگیرنش فرقه یوئه یانگ خیلی محافظه کاره. اطراف میچرخن توی شهر پر از افراد اوناست انتظار نداشتم دره شیاطین این هرج و مرج رو درست کنه مثل سیلی ای روی صورتش بود رییس گائو وجهه اش رو از دست داد دره شیاطین برای مسخره کردن فرقه یوئه یانگ خیلی تلاش کرده بنظرت این فقط شروعشه؟ برو عقب نگران اون به اصطلاح شاگردتی؟ چطور شد که شاگرد دار شدم؟ بفرما!!! چرا قبولش نمیکنی؟ چرا از این شانس برای دیدن جائو جینگ استفاده نکنیم؟ این طوری میتونیم به فرد بزرگ اینجا گائو چونگ احترام بذاریم
39:56
شی فو وی...وی شی دی یان گه، پسرم! انتقامت رو میگیرم لعنت به دره شیاطین اون شیطان های بی رحم تا لحظه مرگم باهاتون میجنگم مسخرست! چطور میتونن اینقدر سرکش باشن؟ دره شیاطین خودشو دست بالا گرفته چرا؟ حتی اون شیاطین توی کوهستان چینگ یان سرسختن چطور جرات میکنن بر ضد دنیای هنرهای رزمی شن؟ کار اوناست دا گه! عصبانی نباش دره شیاطین بخاطر کارای شیطانیش به زودی ازهم میپاشه دا گه، عصبانی نباش قسم میخورم کاری کنم دره شیاطین ده برابر زجر بکشن ده برابر؟ خیلی باعث شرمساریه اگه نتونم اونا رو نابود کنم پس چرا توی دنیای هنرهای رزمی زندم؟ درسته - رییس درست میگید - چشم در برابر چشم! نابودی دره شیاطین چشم در برابر چشم! نابودی دره شیاطین چشم در برابر چشم! نابودی دره شیاطین جناب ها، اینجا منتظر بمونید مرسی ون شیونگ دی، جو شیونگ دی افسر جائو بالاخره اومدین؟
41:32
ببخشید دیر اومدم ارباب شن دنبال شما بودیم ولی خودتون اومدین جناب شن، دنبال من میگشتین؟ حس میکنم دست بالا گرفتینم بازی بسه اتفاق عمارت سن بای یهویی بود ولی شماها بدون حرف رفتین، این یعنی چی؟ ببخشید دیدم اتفاقات زیادی میوفته وقت ندارین مهمون قبول کنید برای همین تصمیم گرفتیم بریم وقتی رفتم یه نامه گذاشتم جناب شن، چرا منو سرزنش میکنید؟ چه بهونه خوبی اون شب که رفتی دزد به عمارت برادر دوم زد میتونی توضیح بدی؟ چیزی ندارم بگم افسر جائو منو بخاطر دزدی سرزنش میکنید؟ معلومه که نه. همش سوتفاهمه اونا ناجی های جیانگ حو هستن چرا بهشون مشکوکی؟ ناجی؟ دا گه ارباب جوان ون چنگ لینگ رو از فرقه ژی جینگ نجات داد و به خونه من برش گردوند خیلی کمک کردن ارباب جوان ون، منو میشناسید؟ عدالت گر آتشین، گائو چونگ، خیلی مشهورید عجیب نیست که بشناسمتون باعث افتخاره که آشنا شدیم رییس گائو، منو میشناسید؟
43:06
ببخشید ارباب جوان ون، نمیشناسمتون ارباب جوان ون چطور برادرم جانگ یو سن رو میشناسید؟ با تشکر از همراهی و کمک شما دو نفر همه چی حل شد جیانگ حو ازتون ممنونه چرا لائو ون عجیب بنظر میرسه؟ رابطه اون و گائو چونگ چیه؟ افتخارشو نداشتم که جناب جانگ رو بشناسم بخاطر عدالت و سرنوشت بود امروز اومدیم که چنگ لینگ رو ببینیم ولی انگار زمان اشتباهی اومدیم چنگ لینگ حالش خوبه؟ چنگ لینگ مریضه، داره استراحت میکنه وقت درستی نیست ببیندش چنگ لینگ مریضه؟ خیلی جدیه؟ چرا نریم دیدنش؟ ارباب جوان ون، اسم کاملتون؟ ون که شینگ ارباب جوان ون یادم رفت بپرسم از کدوم فرقه هستین من فرقه ای ندارم فقط پدرم بهم هنرهای رزمی یاد داد و خوب تمرینشون کردم
44:31
میشه بپرسم، پدرتون کی هست؟ همچین قهرمان جوانی رو بزرگ کردن پدرم یه فرد معمولی و ساده بود هیچ کسی نبود حتی مرد باهوشی هم نبود از زمان مرگ پدرم سال ها گذشته حتما سرتون شلوغه چطور ممکنه اونو یادتون باشه؟ شی فو! خبر بد! شی فو شی فو! اونا کشتن...دوباره یکی کشته شده نمیبینی مهمون داریم؟ چرا اینقدر ترسیدی؟ شی فو وقتی گائو شی شیونگ اطراف میچرخید یه جنازه پیدا کرد جنازه اونجاست فهمیدم ♪ وقتی از کنار رودخونه سرد گذشتم، آسمون خاکستری بود ♪ ♪ سایه ماه توی لیوانم، نشون دهنده ناراحتی لبخندمه ♪ ♪ کی بهم اجازه داد سوار بر اسب دور دنیا رو بگردم؟ ♪ ♪ کی توی رویاهاش مسته ولی نمیتونه موقع بهوش اومدن خونه رو پیدا کنه؟ ♪ ♪ بارون سرد پنجره منو میبوسه ♪
46:24
♪ نفرت و تهمت برام مهم نیست، ولی افکارم پا فشاری میکنن ♪ ♪ بهار باد سبزی رو روی رودخونه میکشه ♪ ♪ ولی نمیتونه قلب سردمو گرم کنه ♪ ♪ نور ما جایی این اطرافه؟ ♪ ♪ پشیمونم که زودتر ندیدمت، ولی خوبه که بالاخره دیدمت ♪ ♪ نذار فصل ها بی ارزش بگذرن ♪ ♪ برای یه زندگی آروم و پر آرامش، ماجراجویی سوار بر اسب رو بیخیال شو ♪ ♪ نور امید ده هزار خانواده دنیا رو روشن کرده ♪ ♪ گذشته مثل غبار طوفان شن، ناپدید میشه ♪ ♪ بقیه عمرم رو با بودن در کنار تو لذت میبرم ♪ ♪ تا ابد باهات خواهم بود ♪

DOWNLOAD SUBTITLES: