MULTISUB【山河令 Word Of Honor】EP04 | 张哲瀚龚俊仗剑江湖,执手天涯 | 张哲瀚/龚俊/周也/马闻远/孙浠伦/陈紫函/寇振海/黑子 | 古装剧情 | 优酷 YOUKU

MULTISUB【山河令 Word Of Honor】EP04 | 张哲瀚龚俊仗剑江湖,执手天涯 | 张哲瀚/龚俊/周也/马闻远/孙浠伦/陈紫函/寇振海/黑子 | 古装剧情 | 优酷 YOUKU

SUBTITLE'S INFO:

Language: Persian

Type: Robot

Number of phrases: 643

Number of words: 3242

Number of symbols: 12379

DOWNLOAD SUBTITLES:

DOWNLOAD AUDIO AND VIDEO:

SUBTITLES:

Subtitles generated by robot
00:28
♪ از شمشیر و خنجرت بخواه تا کینه رو از خودشون دور کنن ♪ ♪ میترسم کینه های قدیمی و جدید به آشفتگی هام اضافه بشن ♪ ♪ از هر روش و حرکتی بخواه تا ببینن چه کسی با استعداد تره ♪ ♪ سرنوشت تغییر کرده و قابل پیش بینی نیست ♪ ♪ از راه و سفر پیش رو بپرس ♪ ♪ سولمیت من کجاست؟ ♪ ♪ از باران و آسمان صاف درباره ی آشفتگی ذهنیم بپرس ♪ ♪ رویارویی با ماه، هر روز و هر شب ♪ ♪ از گل و برگ ها بپرس، رنگ هاشون زیباست ♪ ♪ شادی و غم هر دو کوتاهن، چند بهار گذشته؟ ♪ ♪ از پاییز و زمستان بپرس، کولاک ادامه داره؟ ♪ ♪ رنگین کمان نابود شده، تحمل این روزا سخته ♪ ♪ گل ها خیلی زود شکوفه دادن، کی میدونه چرا؟ ♪ ♪ بهشت ما رو کوچیک نمیشماره، تو هم بزرگ شدی ♪ ♪ جیانگ حو ناچیزه، جهان پهناوره ♪ ♪ اونا دیگه رفتن، من فراموش کردم ♪ ♪ گل ها پژمرده شدن، کی میدونه چرا؟ ♪ ♪ بهشت پر از تلخی نیست، تو هم بزرگ شدی ♪ ♪ همه ی قهرمانا مردن، زمان کمی مونده ♪ ♪ اونا دیگه رفتن ... من فراموش کردم ♪
01:44
♪ قـــول شــرف ♪ ♪ اتــحــاد کــوهــســتــان و رودخــانه ♪ قـــســمــت چهارم مسافرخانه تیان یا خیابان یونگ آن بیدار شدی؟ گردو میخوای؟ ممنون جناب ون آ شو حداقل ما سرگذشتی با هم داشتیم باهم شام خوردیم و شب رو تو یه معبد خرابه باهم گذروندیم چرا هنوز بهم میگی جناب ون؟ من بیشتر از یه غریبه نیستم؟ این دوتا اسب واسه توان تا زودتر به دریاچه تای برسی و نگران نباشی جناب ون. ممنون ما تصادفا بهم برخوردیم احساسات براساس طول زمانی تعیین نمیشن من و عمو جوت تا همو دیدیم از همدیگه خوشمون اومد عمق دوستی به مدت زمان ربطی نداره پدرت تموم زندگیش تو جیانگ حو بود ارباب جانگ شما جانگ چنگ لینگ هستین؟ ♪ رهبر فرقه دا ژی ♪ ♪ گروه گداها ♪ ♪ کدای معلول ♪ دوستان اشتباه برداشت نکنین ♪ رهبر فرقه دا ژی ♪ ♪ گروه گداها ♪ ♪ کدای معلول ♪ ♪ رهبر فرقه دا ژی ♪ ♪ گروه گداها ♪ ♪ کدای معلول ♪ ما آدمای بدی نیستیم من رهبر فرقه دا ژی از گروه گداها هستم ما از طرف حوانگ حه بزرگ اومدیم
03:25
و جیانگ حو ازمون خواسته تا یتیم فرقه ژی جینگ ارباب جانگ چنگ لینگ رو پیدا کنیم دیروز یه شاگرد فهمیده که ارباب جانگ خیلی شبیه نقاشی بوده که دریافت کردیم پس امروز اومدیم تا مطمئن بشیم میشناسیش؟ تو رو نمیشناسه مطمئن شی؟ لازم بود واسه اثبات این همه کودن دنبال خودت راه بندازی؟ اگه اون همونیه که میخوای قصد داری به زور ببریش؟ نه، نه ارباب جانگ این شن شن، رهبر فرقه کوهستان داگو بود که ازمون خواست پیداتون کنیم حتما رهبر شن رو میشناسین، درسته؟ اون برادر قسم خورده پدرتون بوده من نمیشناسمش، من با عمو جو میرم ببخشید، ولی منم نمیشناسمشون بنظر میاد ارباب جانگ کمی ترسیدن و نمیتونن درست تصمیم بگیرن احیانا یه آدم ربا چیز خورشون نکرده، نه؟ تو واقعا توی قاطی کردن درست و غلط حرف نداری گدا بودن استعدادت رو هدر داده چرا وکیل نمیشی؟ به خط شین اگه ارباب جوان جانگ رو تحویل بدین میذارم برین نگاهت بهش باشه بریم حمله
05:38
جلوشو بگیرین مهارت چرخش کمر آ شو از بچگی تمرین شده، نه؟ جناب ون، باید کمکشون کنین پسر احمق چطور ممکنه این گداها اونو بزنن؟ بیا گردو بخور مغزتو تقویت میکنه ارباب جوان جانگ، باهام بیاین بیاین بریم ون که شینگ اینجام گفتی نگاهم بهش باشه دارم نگاهش میکنم بعدشم اون به خوش قیافگی تو نیست به چشمام آسیبی نمی رسونه کمک میخوای؟ اگه کمک میخوای بگو اگه بهم نگی از کجا بفهمم؟ شمشیر نرمت، زیادی نرمه آ شو ارباب جانگ این آدما اصلا مهربون نیستن باهاشون مدارا نکن سلاحتو بکش بیرون باهام بیا - عمو جو - باهام بیا عمو جو عمو جو، خوبی؟ عمو جو اگه نمیخواین بمیرین، گم شین عمو جو واقعا دارم به یه بازنده تبدیل میشم عمو جو، چت شده؟ طوری نیست، قرار نیست بمیرم ارباب ...روز روشن اومدی بهشون حق انتخاب دادم خودشون میخواستن بمیرن من خیلی مهمون نوازم اگه خواستشون رو انجام نمیدادم، بی ادبی نبود؟ اما ای ون بشر دوست
10:44
کشتنشون که مشکلی نداره اما چرا اینجا رو اینقدر حال بهم زن کردین؟ مثل خودنمایی بنظر میرسه ♪ یــوئه ♪ دخترای بامزه بازتون میکنم اما یه خواسته دارم لطفا گریه نکنین من معمولا جنتلمنم اما نمیتونم گریه زنا رو تحمل کنم اگه زنی جلوم گریه کنه ♪ ده شیطان دره شیاطین ♪ ♪ لاولس ♪ نمیتونم ♪ ده شیطان دره شیاطین ♪ ♪ لاولس ♪ ♪ ده شیطان دره شیاطین ♪ ♪ لاولس ♪ جلوی خودمو بگیرم تو گریه کردی خودت اول اغوام کردی منحرف، چطور جرات کردی دختره بوگندو، بازم مزاحمم شدی عمه لوی ازت خواست دیگه زنا رو ندزدی چطور جرات کردی؟ مگه دزدیدم؟ من این دوتا زن رو با پول از فاحشه خونه خریدم اگه باور نمیکنی، قرار دادو نشونت بدم برام مهم نیست خریدی یا دزدیدی اگه به عمه لوی بگم باز دخترا رو اذیت کردی قرار داد رو بررسی میکنه یا چشمات رو از کاسه میکشه بیرون؟ آ شیانگ لطفا لوم نده این دوتا دختر رو میدم به تو فقط وانمود کن امروز اتفاقی نیوفتاده تو خریدیشون تا بهت خدمت کنن لطفا یه راز بمونه میتونم بهت کمک کنم
12:35
اما اگه یبار مدیونم بشی باید سه تا کار برام انجام بدی دختره بوگندو، اینقدر منو تحت فشار نذاز چرا باید زمان مناسب رو برای اذیت کردنت پیدا کنم؟ ارباب دستور داده همه افراد اون بیرون رو جمع کنی تا در عمارت سن بای دریاچه تای منتظر ماموریت باشن خیلی زود با این توانایی هات هنوزم باید ازت پیروی کنم؟ باشه میرم وقت خوبیه از ارباب بخوام بمونیم بیا گشنته؟ بخورش نپخته؟ این بار پخته، ولی تلخه بدش من نمیخواد بخوری شاید خود ماهی از اول تلخ بوده خدای من، دو تا احمق نمیدونین که قبل پختن ماهی باید دل و رودش رو پاک کنین؟ اگه صفراش بترکه معلومه تلخ میشه دیگه حرفی ندارم توی زندگیتون همش منتظر خدمت بقیه بودین، نه؟ اربابت کوش؟ آدما خیلی زود الگو های بد رو دنبال میکنن آ شو چه شب زیبایی مناسب نوشیدن و خوندنه چطور میتونی این آشغالا رو بخوری؟ دریاچه تای به ماهی و میگوش معروفه من یه آشپز خیلی ماهر دارم چرا ازش نخوایم برامون غذا درست کنه؟ ارباب جوان جانگ، فقط یه روز ندیدمت و بنظر میرسه بلند تر شدی آ شیانگ تو
16:09
وقتی آزاد بودی باید از اون جیه جیه ها خدمت کردن رو یاد بگیری اینم یه جور آموزشه وقتی امروز اومدم شگفت انگیز نبودم؟ ارباب من کودنم خودت که میدونی اگه فکر میکنی کارشون خوبه خب برو پیش همونا ابرای تو آسمون مثل پارچه ی سفیدن بعد از مدتی، بنظر مثل سگ میان از همون زمان باستان این اتفاق میوفتاد و هر اتفاقی توی دنیا ممکنه بیوفته میگن که رونگ چانگ چینگ هنرمند جادویی سابق در کل زندگیش سه شاهکار هنری ساخته زمین وحشی بزرگ سمبل کشندگی زمین وحشی بزرگ پشت اژدها سمبل تیزی پشت اژدها پشت اژدها و پارچه سفید سمبل پاکی و پارچه سفید سمبل پاکی در اون زمان، چین حوای جانگ رهبر سابق عمارت چهار فصل با شمشیر پارچه سفید در دنیای هنر های رزمی به اینور و اونور میرفت بعد از نابودی عمارت چهار فصل این شمشیر مشهور گم شد آشو، بذار بهت بگم بنظرم شمشیرت خیلی شبیه پارچه سفیده فکر می کردم اون گدا ها بدرد نخور باشن و با یه باد پخش زمین بشن میخواستم صبر کنم تا شمشیرت رو بیرون بکشی و اثباتش کنی اما برخلاف انتظارم ترجیح دادی ریسک کنی و شمشیرت رو نکشی نمیخواستی که اون گدا ها رو بکشی؟
18:02
راجع بهش فکر کردم فقط دو دلیل وجود داره اولی این شمشیر برای تو نیست مشخصه تو چطور میتونی همچین کار کثیفی بکنی؟ پس فقط دلیل دوم میمونه چرا میترسی که محل تقریبیت رو نشون بدی؟ جناب ون رابطه ی ما درست مثل این ماهیه میدونی چرا؟ خام از همون لحظه ای که همو دیدیم من حتی نمیدونستم کی هستم از کجا میام و به کجا میرم تو کی هستی؟ از کجا میای؟ به کجا میری؟ علاقه ای ندارم خیلی بهم کمک کردی ازت ممنونم اگه این بست نیست و میخوای پارچه سفید رو ببینی لازم نیست کلماتت رو هدر بدی آ شو چرا امروز اینقدر بداخلاقی؟ همش تقصیر من بوده نباید عمدا امتحانت میکردم و بهت آسیب میزدم اینطوری قلب منم به درد میاد این بار منو ببخش دیگه تکرار نمیشه باید چیزی که میخواستم ازت میپرسیدم آ شوی من که بهم دروغ نمیگه، درسته؟ یون سای! هونگ لو شیطان موسیقی دان، چین سونگ یکی از چهار قاتل بزرگ عجیبه که این مرد میتونه به این شیطان دستور بده خیلی خوبه
21:41
مهم نیست کیه براش کافیه تا به اون قدرت غلبه کنه آ شو روز به روز بیشتر به مذاقم خوش میای ببخشید فلوتت رو کثیف کردم بعدا یه جدید برات پیدا میکنم بیخیالش آ شو، هنرای رزمیت حرف نداره اما موسیقی ها رو نمیفهمی بعدا یادت میدم نمیخواد بهتری؟ بریم یکم بشینیم عمو جو، هنوز حالم بده چنگ لینگ، چند سالته؟ چهارده سالمه شاگردان خانواده های دنیای هنر های رزمی از پنج تا هفت سالگی آموزش رو شروع میکنن حتی اگه توانایی های درونی رو از هفت سالگی شروع کرده باشی الان دیگه باید هفت سال آموزش دیده باشی چرا همچینی؟ گریه نکن بسه بسه بچه ها عاشق بازین وقتی بچه بودم والدینم میخواستن من سخت تمرین کنم منم همش تنبلی میکردم چرا من نمیرفتم دنبال بازی؟ پسر احمق تا حالا نشنیدی که میگن کسی که ازت انتقاد میکنن همونیه که برات مناسبه؟ عمو جوت دعوات کرد که چرا سخت کار نمیکنی تا تو رو به خودت بیاره باهوش باش عمو جو شی فو، لطفا منو به عنوان شاگرد قبول کنین سخت کار میکنم قطعا مهربونیتون نسبت به من رو نشون میده بلند شو تو یتیم فرقه ی ژی جینگی وظیفه ی دشوار وارث بود رو شونه های توعه
23:43
چطور بهت آموزش بدم؟ من هنوز فرقه ای ندارم برادر بزرگترم توی هنرهای رزمی خوبه برادر دوم خیلی کتاب میخونه فکرمیکردم که مسئول اینم کل زندگی مسئولیت کل خانواده رو به دوش بکشم برای همین هیچوقت هنرهای رزمی رو توی فرقه ژی جینگ یاد نگرفتم درخت میخواد ثابت بمونه ولی باد میخواد بوزه وقتی فرزند میخواد به خانوادش برسه، اونا مردن خیلی چیزا توی دنیا اینطوریه برای همین باید به جیانگ حو بپیوندی نه. میخوام با شما باشم منو به عنوان شاگرد قبول کنید بلند شو برای بار آخر میگم بلند شو بهترین زمان برای یادگیری اصول پایه رو از دست دادی میترسم که یاد گرفتن بهترین هنرهای رزمی توی زندگی سختت باشه چرت نگو پسره احمق، منظور عمو جوت رو میفهمی منظور از بهترین هنرهای رزمی بودا و شمشیر جاودانه چانگ مینگ هست کمتر کسی به اون حد میرسه اگه از الان شروع کنی رسیدن به سطح من سخت نیست با این که درست میگی ولی دو روش برای یاد گرفتن هنرهای رزمیه یک تمرین از بچگی دو تمرین از امروز به بعد روز به روز هنرهای رزمیت بهتر میشه امروز بخاطر صدای جادویی طلسم شدی
25:10
و جراحت درونی نصیبت شد بهت یه سری اصول ذهنی پایه رو یاد میدم اگه نفس هات رو با روش ذهنی هماهنگ کنی، زخمت خوب میشه آ شو! از اولم میدونستم تو از بیرون سرد حرف میزنی ولی قلبت گرمه بیا خوبی؟ ون شیونگ، نمیخوای نگاه بندازی؟ مشکلی نیست آ شیانگ خودش از پسش برمیاد خودمم از پس خودم برمیام مزاحم نمیشم خدانگهدار نه، نه چهار عقرب آدمکش زیبای ابدی چهار عقرب آدمکش شیطان درمرحله صعود/منتظر چهار عقرب آدمکش هیولای بور جیانگ شیائو گه گه، از چی میترسی؟ نکنه میترسی که بکشمت؟ اگه این طوریه، درست میگی شیونگ دی این شیائو جیه واقعا میکشتت مراقب باش چی؟ هیولا جیانگ میخوای بکشمت؟ فکر میکردم گوشتت سخت باشه شیطان منتظر نمیتونی بدون چسبیدن به یه مرد زندگی کنی؟ گوش کن اون طعمه منه
27:21
بهش فکرم نکن معلومه میکنم میخوام که باهات بازی کنم نــه! نــه نـه! نـه نــه! نــه نـــه ازش خسته شدم چیزی برای بازی نیست چهار عقرب آدمکش شیطان موسیقیدان چین سونگ کی این طور بهت صدمه زده؟ صدای جادویی ازبین برنده انرژی کی؟ کسی که میتونه این صدا رو کنترل کنه حتما هنرهای رزمیش از تو قوی تره همچین استادی اطراف هست؟ نمیدونم نمیتونم سر مبارزه باهاش ریسک کنم خیلی رومخی عیب نداره کتک بخوری ولی تو حتی نمیدونی کی کتکت زده میخوام ببینم اگه ارباب سرزنشت کنه چی میگی؟ میخوام ببینمش ارباب دستور داده به یوئه یانگ برگردیم چین سونگ اشتباه کرده ارباب بهش رسیدگی میکنه زیبای ابدی، توی دردسر نیوفت قبل این که به یوئه یانگ برگردم کسی که به چین سونگ صدمه زده رو میکشم، چطوره؟ !تو به هرحال دستور ارباب رو میدونید میخوام ببینم برای سرپیچی ازش چیکار میکنید خیلی خوشحال میشم که بخاطر ارباب بکشمتون آروم باش
29:51
کسی بهت مدیتیشن یاد نداده؟ بینیت رو ببین و اروم باش دم عمیق. همه هوا رو وارد ریه ات کن عادیه اولش سردت شه یادت باشه، هرچیزی که میبینی یه توهمه نگران نباش روی نفس هات تمرکز کن از تنفس برای خوب کردن زخم درونیت استفاده کن این آهنگ آرام بخشه بوداست برای انرژی درونی به درد میخوره آهنگ سختیه ولی همزمان ساده و روونه فقط کسایی که قلب شیطانی ندارن از پسش برمیان انتظار نداشتم همچین فلوت بزنه از وقتی بچه بودم، میخواستم فلوت بزنی بارها کیوت بازی درمیاوردم و الان بخاطر یه گدا کل شب فلوت میزنی توی خطر نیستی و صدمه جدی ندیدی انرژی درونیت از عمق این لیوان آب کمتره میخوای برات بنوازم؟ انرژی ای که استفاده کردم بیشتر از چیزیه که بدست آوردی خنگی؟ خفه شو، ادامه بده با اینایی که نجات دادی میخوای چیکار کنی؟ ...خب یادته که وقتی بچه بودی یه سگ رو نجات دادی؟
32:15
مجبورت کردم بیرونش کنی، ولی گوش ندادی بعدش سگ خوراک بقیه شد سه ماه گریه کردی هنوزم همونطوریم اگه قولی بدی و بقیه زندگیت نتونی بهش برسی زودتر از موعود کارت تمومه اینطوری ممکنه؟ اونا آدمای زندن ارباب تو گفتی دنبال ارباب جوان جانگی چون یه چیزی درونش هست که عجیبه الان با انرژی درونیت برای بقیه فلوت میزنی یعنی اون گدا ازت ممنونه؟ به تو ربطی نداره نمیشه دوسش داشته باشم و باهاش دوست شم؟ وقتی که وارد قضیه ای بشی، به عواقبش پی میبری خیلی وقت بود که خوب نخوابیده بودم آ شو، بیدار شدی؟ خوب خوابیدی؟ کل شب فلوت زدم آخراش کند شدم منو ببخش چرا کل شب فلوت میزدی؟ دیروز امتحانت کردم و بهت صدمه درونی زدم بعد یه شب احتمالا حس بهتری داره اینو به عنوان جبران کار بدم درنظر بگیر ازم عصبانی نباش بذار نبضت رو چک کنم شی فو بهم هنرهای رزمی یاد بده کی شی فو توئه؟
35:31
بهت دیروز یکم مهارت درونی یاد دادم تا به زخم درونیت برسی این هنر رزمی فرقه ام نبود ما شاگرد و شی فو نیستیم بعد اینکه به عمارت سن بای فرستادمت سرنوشتمون تمومه اگه میخوای هنرهای رزمی یاد بگیری، یکی دیگه پیدا کن پسره احمق اون ترسوندت؟ مگه نمیدونی که شی فوت از بیرون سرد و از درون گرمه؟ دنبالش کن مگه نشنیدی میگن زنای سرسخت هم از مردایی که دنبالشونن میترسن؟ وقتی ثابت قدم باشی، یه راهی هست زودباش شی فو، منو به شاگردی بپذیر میری یا نه؟ چیکار میکنی؟ آ شو، خیلی سنگدلی منو توی ناکجاآباد تنها میذاری؟ کمبود خدمتکار داری؟ هیچکس بهم اهمیت نمیده آ شیانگ رفته دنبال مرد زندگیش بگرده گفت خیلی رو اعصابم منو از قایق پرت کرد بیرون باورت نمیکنم راستشو بخوای، آ شیانگ بخاطر این که مراقب بدنم نبودم و کل شب فلوت زدم، دعوام کرد برای همین منو از قایق پرت کرد بیرون الان خیلی احساس درد میکنم نکنه انرژیم از بین رفته؟ آ شو، بهم سواری بده زود باش جناب جو، راحت دراز بکش خیلی خوب میرونی آ شو، توی همه چیز خوبی
38:08
ولی بلد نیستی از زندگیت لذت ببری خوردن و نوشیدن توی زندگی خیلی شادی آوره چرا اینقدر عادی طور انجامشون میدی میخوای بخور میخوای نخور حو جلومونه اگه راضی نیستی، میتونی بری چطور ممکنه با وجود تو راضی نباشم؟ یکم نگرانم در مورد چنگ لینگ که مدتیه نتونسته خوب بخوره و بخوابه و لاغر شده صورتشو ببین وقتی ارباب جوان بودی خوش هیکل بودی ولی توی چند روز استخون شدی نزدیک حو هستیم بیا رستوران پیدا کنیم و غذای خوب بخوریم دعوت من، خوبه؟ چون با فرقه دزدا مبارزه کردی همشون خبردار شدن قطعا دنبال توان برای جلوگیری از هر مشکلی بهتره تحمل کنی وقتی بریم عمارت جائو جینگ، همه چی خوب میشه منو به شاگردی بپذیر، شی فو شیائو چنگ لینگ انتظار نداشتم اینقدر سرسخت باشی ....اگه میتونستم مثل تو دنبال بقیه راه بیوفتم ...عمو ون، نمیخوام از پیشتون برم نگران نباش کل شب نشستم ستاره ها و سیارات رو دیدم یکم درموردشون تحقیق کردم و فهمیدم که سرنوشت ما تا ابد بهم گره خورده شی فو آ لای زی، فرار نکن با این سن زیادت، هنوز نمیفهمی؟
40:02
لو تای چونگ مهربون نیست اگه بمیره، تو هم کشته میشه گفته باشم، از این قضیه بیرون بمون از پسش برنمیای شما از پسش برمیاین؟ چه جوک بی مزه ای حتی اگه فرقه کوهستان تای ضعیف شده باشه ازت نمیترسم وقفه ننداز برو دنبال جناب جا ئو بخاطر فرقه دان یانگ ما توی دردسر افتادی نمیتونیم رهات کنیم با همدیگه در مقابلش می ایستیم باهمدیگه آ لای زی انرژی درونیت ضعیفه و خودت هم مریضی چیکار میتونی بکنی؟ ما مطمئنا سلاح درخشان رو بدست میاریم چرا با جریان پیش نمیری؟ تائو حونگ، لو لیو رقبا همیشه همو میبینن عمو شن آ لای زی یه حرفه ایه چرا یهویی ترسیدی؟ انگار که رهبر کوهستان دا گو فرقه کوهستان تای رو دنبال میکرده جناب شن، اگه داستان امروز پخش شه فکر نکنم جیانگ حو تحملش کنه
41:33
ببینم زنده میمونی پخشش کنی یا نه چینگ بای، بریم عمارت سن بای شنیدم که خیلی وقته افسر سن بای توی دنیا پولدارترین بوده قابل توجهه و حتی خیلی درخشانه شی شیو، اینا دو مرد درستکارین جائو جینگ فرقه دریاچه تای جیانگ حو که چنگ لینگ رو پیدا کردین جائو جینگ فرقه دریاچه تای جیانگ حو خیلی بزرگ شدی چنگ لینگ من بهترین برادر پدرتم جائو جینگم عمو جائو صدام کن تو عمو جائویی؟ چنگ لینگ، خیلی بهت سخت گذشته از الان بعد اینجا خونته هر چی خواستی و نخواستی بهم بگو ببخشید بی ادبی کردم ممنونم که چنگ لینگ رو برگردوندید محبتتون رو فراموش نمیکنم قدردانی منو پبذیرید خواهش میکنم درمورد رفتار خوبتون شنیده بودم حالا که میبینم حتی بهترم هست !افسر جائو! افسر جائو ♪ شاگرد فرقه کوهستان تای ♪ ♪ چینگ حوا ♪ شی فو رهبر فرقه کوهستان تای، دنبالش کردن ♪ شاگرد فرقه کوهستان تای ♪ ♪ چینگ حوا ♪ رهبر فرقه کوهستان تای، دنبالش کردن هرچه زودتر برین کمکش کنید ♪ وقتی از کنار رودخونه سرد گذشتم،آسمون خاکستری بود ♪
44:28
♪ سایه ماه توی لیوانم،نشون دهنده ناراحتی لبخندمه ♪ ♪ کی بهم اجازه داد سوار بر اسب دور دنیا رو بگردم؟ ♪ ♪ کی توی رویاهاش مسته ولی نمیتونه موقع بهوش اومدن خونه رو پیدا کنه؟ ♪ ♪ بارون سرد پنجره منو میبوسه ♪ ♪ نفرت و تهمت برام مهم نیست، ولی افکارم پافشاری میکنن ♪ ♪ بهار باد سبزی رو روی رودخونه میکشه ♪ ♪ ولی نمیتونه قلب سردمو ،گرم کنه ♪ ♪ نور ما جایی اطرافه؟ ♪ ♪ پشیمونم که زودتر ندیدمت، ولی خوبه که بالاخره دیدمت ♪ ♪ نذار فصل ها بی ارزش بگذرن ♪
45:43
♪ برای یه زندگی آروم و پر آرامش،ماجراجویی سوار براسب رو بیخیال شو ♪ ♪ نور امید ده هزار خانواده ،دنیا رو روشن کرده ♪ ♪ گذشته مثل غبار طوفان شن،ناپدید میشه ♪ ♪ بقیه عمرم رو با بودن در کنار تو لذت میبرم ♪ ♪ تا ابد باهات خواهم بود ♪

DOWNLOAD SUBTITLES: